محمد اشرف علوى عاملى
53
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
عارض ممكنات عدميّه - مثل مركّبات خياليه - مىشود ، و همه كس اتّفاق بر عدم وجود خارجى آن دارند ، پس باطل شد قول ايشان كه هر ممكنى ثابت است در عدم . مسألهء دوازدهم در نفى حال است قال : و هو يرادف الثبوت ، و العدم النّفى ، فلا واسطة . « 1 » رفته است ابو هاشم و اتباعش از معتزله و قاضى و جوينى از اشاعره به اين معنى كه واسطه ميان موجود و معدوم مىباشد ، و آن را حال ناميدهاند ، و تعريف نمودهاند آن را كه صفتى « 2 » است از براى موجودى ، ليكن آن موصوف به وجود و عدم نمىباشد . و ثبوت معدومات بنابر مذهب جمعى كه گفتهاند تحصيل امتياز آن از حال مىشود ، پس ثابت اعمّ از موجود است ، به جهت آن كه ثبوت بدون وجود مىشود ، و ثبوت منقسم به موجود و معدوم مىگردد ، و معدوم اعمّ از منفى [ الف - 15 ] است ، از جهت صدق معدوم بر منفى و ثابت در اين مذهب . پس معلوم شد كه معدوم نيز اعمّ از منفى صرف است . و اين مذهب باطل است بالضّروره ، به جهت آن كه عقل حاكم است به اين كه واسطه ميان وجود و عدم نيست ، و ثبوت وجود است ، و حال مرادف ثبوت است ، عدم و نفى مترادفاناند . لهذا مصنّف -
--> ( 1 ) . كشف المراد / 35 ( 2 ) . ن : صفت